تبلیغات
صفحه نقره ای
  • نویسندگان
    آمار بازید
    کل بازدید ها :
    بازدید امروز :
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    تعداد نویسندگان :
    تعداد کل مطالب :
    آخرین بروز رسانی :
    درباره ما

    داستان - داستانک


    ایجاد کننده وبلاگ : amir khan



    لئوناردو داوینچی هنگام كشیدن تابلوی شام آخر دچار مشكل بزرگی شد می بایست نیكی را به شكل عیسی و بدی را به شكل یهودا، از یاران مسیح كه هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت كند، تصویر می كرد. كار را نیمه تمام رها كرد تا مدل های آرمانیش را پیدا كند.
    روزی در یك مراسم همسرایی، تصویر كامل مسیح را در چهره یكی  از آن جوانان همسرا یافت . جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت.
    سه سال گذشت . تابلو شام آخر تقریبأ تمام شده بود؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نكرده بود . كاردینال مسئول كلیسا كم كم به او فشار می آورد كه نقاشی دیواری را زودتر تمام كند.
    نقاش پس از روزها جستجو، جوان شكسته و ژنده پوش و مستی را در جوی آبی یافت . به زحمت از دستیارانش خواست او را تا كلیسا بیاورند، چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن نداشت.
    گدا را كه درست نمی فهمید چه خبر است، به كلیسا آوردند : دستیاران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع، داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی كه به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری كرد.
    وقتی كارش تمام شد، گدا، كه دیگر مستی كمی از سرش پریده بود، چشم هایش را باز كرد و نقاشی پیش رویش را دید و با آمیزه ای از شگفتی
    و اندوه گفت «من این تابلو را قبلأ دیده ام »
    داوینچی با تعجب پرسی«كی »
    ‐ سه سال قبل، پیش از آنكه همه چیزم را از دست بدهم . موقعی كه در یك گروه همسرایی آواز می خواندم، زندگی پر رویایی داشتم و هنرمندی از من دعوت كرد تا مدل نقاشی چهره عیسی شوم




    برچسب ها : داوینچی , شام آخر , لئونارد دواینچی , عیسی , یهودا ,
    دسته بندی : داستان متفرقه , داستان آموزنده , داستان تاریخی ,

    آخرین مطالب

    » مشت بزرگتر ... ( جمعه 26 مهر 1392 )
    » مرد ولگرد و کشیش ... ( یکشنبه 17 شهریور 1392 )
    » شتر و موش ... ( سه شنبه 22 مرداد 1392 )
    » آب بكش و وضو بساز ( یکشنبه 9 تیر 1392 )
    » خیانت ( جمعه 17 خرداد 1392 )
    » لیلی خودش را به آتش کشید ( جمعه 6 اردیبهشت 1392 )
    » دوستی ‍‍پروانه ای ( چهارشنبه 14 فروردین 1392 )
    » مورچه و سلیمان نبی ( چهارشنبه 7 فروردین 1392 )
    » زاهد و درویش ( یکشنبه 4 فروردین 1392 )
    » آرزوی بزرگ ( چهارشنبه 30 اسفند 1391 )
    » سال نو مبارک ( سه شنبه 29 اسفند 1391 )
    » هربارکه می روی،رسیده ای ( پنجشنبه 15 تیر 1391 )
    » خب بعدش چی !!! ( یکشنبه 14 خرداد 1391 )
    » ببخشید شما ثروتمندید !!! ( جمعه 29 اردیبهشت 1391 )
    » نژاد پرستی !!! ( چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 )